الشيخ أبو الفتوح الرازي

162

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ببردند و مالهاى ايشان غنيمت كردند ، اگر قادر بودندى بر معارضهء قرآن ، اختيار آن كردندى ، نه اختيار قتال ، كه هر عاقل را كه مخيّر بكنند ميان دو كار چنين ( 1 ) : يكى سهل و يكى صعب ، تا به جان و مال با قدرت بر كار سهل ، اختيار كار صعب نكند ، و بذل جان و مال نكند ، و او خصم را به سخن دفع تواند كردن . اين دليل است بر صحّت نبوّت رسول ما - عليه السّلام - و آن كه اين قرآن از قبل خداست - جلّ جلاله - و معجز اوست ( 2 ) - عليه السّلام . امّا كلام در آن كه از چه وجه معجز است ، علما خلاف كردند . بيشتر علما گفتند : وجه اعجاز فرط فصاحت است ، و بعضى دگر گفتند : اسلوب مخصوص است . و بعضى دگر گفتند : اخبار غيب است كه در قرآن هست . و مذهب مرتضى - رحمة اللَّه عليه - صرفه است و مذهب نظَّام . و كلام در اين معنى ، در كتب اصول مشروح آمده است ، در اين كتاب تشاغل به اين معنى وجهى ندارد [ 41 - ر ] . * ( مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا ) * ، « من » ، تبيين را بود ، و « ما » موصوله است ، و تنزيل و انزال ، به يك معنى بود و آن نقل باشد از جهت علو به جهت سفل . و مراد به « ما » ، قرآن است بلا خلاف . * ( عَلى عَبْدِنا ) * ، يعنى رسول ما محمّد - صلَّى اللَّه عليه و آله . * ( فَأْتُوا بِسُورَةٍ ) * ، خلاف كردند در آن كه اين لفظ « فأتوا » ، امر است بر حقيقت يا امر نيست . درست آن است كه اين امر نيست بر حقيقت ، چه امر قول قايل باشد آن را كه دون او بود در رتبت ، افعل يا آنچه جارى مجراى آن بود ، به شرط آن كه مأمور به را مريد باشد ، و اين جايگاه خداى - عزّ و جلّ - مريد نبود آوردن مثل قرآن را ، چه وجود مثل قرآن از ايشان صحيح نبود . و اين صيغت مشترك بود از ميان امر و اباحت و تهديد و تحدّى . امر چون : أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ . . . ( 3 ) ، و اباحت ، چون قول خداى تعالى : وَإِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا . . . ( 4 ) ، و تهديد چون : اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ . . . ( 5 ) ، و تحدّى چون : * ( فَأْتُوا بِسُورَةٍ ) * . و امر ، به ارادت آمر مأمور به را محقّق شود هر كجا مصاحبت ارادت بود و مراعات

--> ( 1 ) . آج ، لب : چونين . ( 2 ) . آج ، فق : رسول است . ( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 43 . ( 4 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 2 . ( 5 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 40 .